مرغ پرونده دادگاه بابک زنجانی اخبار سیاسی و اجتماعی

مرغ: پرونده دادگاه بابک زنجانی اخبار سیاسی و اجتماعی

گت بلاگز اخبار حوادث نتوانستم کنترل کنم و او فوت کرد ، حرفهای راننده ای که کودکی را زیر گرفت, پدرش او را جلوی ماشینم پرت کرد

روزنامه اعتماد نوشت:روز گذشته خبری مبنی بر انداختن پسربچه ای به دست پدرش از روی عمد برابر خودروی یکی از شهروندان منتشر شد.

حرفهای راننده ای که کودکی را زیر گرفت/پدرش او را جلوی ماشینم پرت کرد؛نتوانستم کنترل کنم و او فوت کرد

عبارات مهم : زندگي

روزنامه اعتماد نوشت:روز گذشته خبری مبنی بر انداختن پسربچه ای به دست پدرش از روی عمد برابر خودروی یکی از شهروندان منتشر شد.

روزنامه اعتماد در پيگيري اين خبر با راننده خودرويي كه كودك برابر آن انداخته شده است بود، صحبت كرد.

نتوانستم کنترل کنم و او فوت کرد ، حرفهای راننده ای که کودکی را زیر گرفت, پدرش او را جلوی ماشینم پرت کرد

چطور اين اتفاق افتاد؟

هفته پيش نزديكي هاي غروب در خياباني خلوت مشغول رانندگي بودم. به نزديكي هاي چهارراهي رسيدم كه چراغ راهنمايي آن در حال قرمز شدن بود. مي خواستم با شتاب قبل از قرمز شدن چراغ از چهارراه عبوركنم كه ناگهان متوجه شدم شخصي مي خواهد پسربچه ٦ ساله اش را به خيابان پرتاب كند. از آنجا كه فاصله مان صدمتر بيشتر نبود نتوانستم ماشينم را كنترل كنم و با او برخورد كردم. سريع با اورژانس تماس گرفتم تا فرزند را به بيمارستان ببرند.

روزنامه اعتماد نوشت:روز گذشته خبری مبنی بر انداختن پسربچه ای به دست پدرش از روی عمد برابر خودروی یکی از شهروندان منتشر شد.

وقتي ماجرا را براي پليس تعريف كرديد چه اتفاقي افتاد؟

آنها بازداشتم كردند. من به بازپرس گفتم كه آن پدر فرزند اش را جلوي ماشين من انداخت. آن وقت غروب كسي در خيابان نبود و من نتوانستم اين ماجرا را ثابت كنم. قاضي گفت بايد براي ثابت كردن ادعايم تصاوير دوربين هاي مداربسته محل را بررسي كنند. براي اينكه از زندان بيرون بيايم يك وثيقه ١٠٠ ميليون توماني گذاشتم و همان روز آزاد شدم. روز بعد بازپرس پرونده به من گفت كه ماشين شما بيمه دارد، خودتان هم كه گواهينامه داريد بعد مشكلي وجود ندارد. ولي چون اين اتفاق بسيار زياد ناراحتم كرده بود مي خواستم مطمئن شوم كه واقعا اين اتفاق افتاده يا نه. مي خواستم كاري كنم كه ديگرپدر اين كودك از فرزندانش سوءاستفاده نكند.

موضوع را چگونه ثابت كرديد؟

بازپرس گفت خودم بايد اين عنوان را ثابت كنم. همان موقع به محل تصادف رفتم و متوجه شدم دوربين بانك و طلافروشي در همان محل، به شكلي قرار داده شده است كه به احتمال زياد صحنه تصادف را ضبط كرده هست. روز شنبه دوباره به همان مكان رفتم و براي گرفتن حكم بررسي دوربين بانك به دادگاه رفتم. حكم را گرفتم و دوباره به بانك رفتم. در بانك فيلم را ديدم و بعد آن را براي ارايه به دادگاه بردم. همانجا بود كه مشخص شد ادعاي من درست است و بازپرس پرونده هم مطمئن شد كه آن پدر به عمد فرزند اش را به خيابان پرتاب كرد.

نتوانستم کنترل کنم و او فوت کرد ، حرفهای راننده ای که کودکی را زیر گرفت, پدرش او را جلوی ماشینم پرت کرد

چطور از حال آن كودك باخبر شديد؟

روز جمعه به بيمارستاني كه كودك را به آنجا برده بودند مراجعه كردم و متاسفانه از پرستارهاي آنجا شنيدم كه آن كودك فوت شده. وقتي عنوان را شنيدم مصمم شدم تا پدر اين كودك را پيدا كنم و با او در اين باره حرف بزنم تا مانع اين شوم كه همين بلا را سر فرزند هاي ديگرش هم بياورد. روز دوشنبه دوباره به اداره پليس رفتم و همراه با آنها به منزل پدر مجرم رفتيم. آنها مشغول انجام مراسم تدفين پسربچه ارزش بودند. پليس همانجا پدر خطاكار را بازداشت كرد. ولی چيزي كه من را بيشتر از همه رنجاند اين بود كه اين پدر يك فرزند ديگر داشت كه دست و پايش شكسته بود. حدس زدم شايد اين فرزند هم به خاطر همين عنوان دست و پايش شكسته باشد.

وضعيت زندگي آنها چگونه بود؟

روزنامه اعتماد نوشت:روز گذشته خبری مبنی بر انداختن پسربچه ای به دست پدرش از روی عمد برابر خودروی یکی از شهروندان منتشر شد.

آنها زندگي فقيرانه اي داشتند ومعلوم بود كه اين مرد نيز نه شغل درست و حسابي ندارد و نه اينكه مي تواند زندگي اش را تامين كند. به خاطر تامين زندگي روزانه اش فرزند اش را زير ماشين هاي گذري در خيابان ها مي انداخت تا به خاطر آن پول ديه بگيرد و با آن زندگي اش را بگذراند. در منزل اين خانواده حتي امكانات اوليه زندگي وجود نداشت. آنها حتي پولي براي برگزاري مراسم ترحيم پسرشان هم نداشتند و مراسمي كه گرفته بودند اصلا شبيه به مراسم ختم نبود. منزل اي كه در آن عده زيادي آدم در كنار هم زندگي مي كردند و هيچ كدام شغلي نداشتند.

واژه های کلیدی: زندگي | فرزند | ماشين | خيابان | دوربين | فرزندان | اخبار حوادث


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs